محمد تقي جعفري

290

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

مناقشه در اين اصطلاح قراردادى به خود ندهيم ، ولى اين اصطلاح قراردادى نبايد مراتب مختلف علم را براى ما قابل چشمپوشى نمايد . ما با قطع نظر از هر گونه گرايشهاى غير علمى و با قطع نظر از هرگونه اصول پيش ساحته ، مراتب مختلف علم را كه در زير مطرح مىكنيم ، قابل قبول مىدانيم : مراتب علم 1 - معمولا چنين گفته مىشود كه ابتدائىترين مراتب علم انعكاس محض موضوعى است كه بوسيلهء حواس يا ديگر دستگاههاى عامل درك با آن ، ارتباط ذهنى برقرار مىكنيم . در اين مرتبه ذهن ما هيچ تفاوتى با آيينه و ديگر اجسام شفاف كه مىتوانند نمودهاى عينى را در خود منعكس نمايند . ندارد ، مگر در آن موضوعات كه نمود محسوس ندارند ، مانند علتى كه معلولى را بوجود آورده و خود در جريان دگرگونيها از بين رفته است . ما با توجه به آن معلول مىتوانيم تصويرى از علتش را در ذهن خود منعكس نمائيم ، با اين كه در برابر ذهن ما قرار نگرفته و ما ارتباط مستقيم با آن نداريم . و اين گونه تصوير در آيينه و اجسام شفاف امكانپذير نمىباشد . اين مرتبه را مرحلهء ما قبل علم مىدانيم . 2 - موضوع منعكس در ذهن در مجراى آگاهىهاى ثانوى و هدفگيرى و وابستگى به اصول و قوانين و وابستگى به حلقه‌هاى عرضى و طولى زنجير اجزاء طبيعت ، در جريان آگاهى علمى قرار مىگيرد . درست است كه ممكن است علم و معرفت در اين مرتبه در بارهء موضوع معلوم روشنتر از مرتبهء اول و انعكاس محض ، نباشد ، يعنى يك عدد برگ كه در ذهن ما بدون كمترين رابطه با حلقه‌هاى عرضى و طولى اجزاء طبيعت و اصول و قوانين منعكس شده است ، همان برگ است كه با پيوستگى با حلقه‌هاى مزبور انعكاس يافته است ، ولى در صورت دوم نمود فيزيكى برگ با اين كه در ميان مرزهائى كه پايان فيزيكى